پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶ - استقبال از شمس مغربی

باز از قدم گل چمن پیر جوان شد

وز زلف سمن باد صبا مشک‌فشان شد

تا عرضه دهد پیش قدت بندگی خویش

سر تا به قدم سوسن آزاده زبان شد

تا زمزمهٔ مهر تو بشنید به صد شوق

در رقص درآمد فلک و چرخ زنان شد

آب از هوس نخل خرامان قدت باز

شوریده صفت در قدم سرو روان شد

در جان خیالی چو وطن ساخت غم عشق

می‌خواست که ویران شود این خانه همان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد
  2. شمارهٔ ۱۱۹باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
  3. شمارهٔ ۱۲۰باز ره‌بینان نشان از قرب منزل می‌دهند
  4. شمارهٔ ۱۲۱باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد
  5. شمارهٔ ۱۲۲با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود
  6. شمارهٔ ۱۲۳به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زد
  7. شمارهٔ ۱۲۴به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
  8. شمارهٔ ۱۲۵تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.