پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد

تا بیخبران را سخن عشق در افتد

افتاد سرشک از نظر و خوار شد آری

این است سرانجام کسی کز نظر افتد

برپای تو سر می نهم و اشک بر آن است

کاو نیز به عذر آید و در پای سرافتد

رسمی ست بتان را که به رخ پرده بپوشند

باشد که به ایّام تو این رسم برافتد

گویم به خیالت صفت روز جدایی

یک شام به سر وقت خیالی اگر افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زد
  2. شمارهٔ ۱۲۴به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۵تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
  4. شمارهٔ ۱۲۶تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد
  5. شمارهٔ ۱۲۷تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد
  6. شمارهٔ ۱۲۸تاب رویت به فروغ مه تابان ماند
  7. شمارهٔ ۱۲۹تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند
  8. شمارهٔ ۱۳۰تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.