پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد

ز غم رخش چه گویم که دلم چه حال دارد

قدحی که جان زارم نه به یاد او بنوشد

غم او حرام بادم دل اگر حلال دارد

به چمن که نسخه بُرد از دهن و رخش ندانم

که درون غنچه خون است و گل انفعال دارد

گنهی چو آید از سر بنهم بر آستانش

به امید آنکه روزی دو سه پایمال دارد

چه عجب اگر برم پی به حدایق میانش

به معانی خیالی که همین خیال دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد
  2. شمارهٔ ۱۲۷تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد
  3. شمارهٔ ۱۲۸تاب رویت به فروغ مه تابان ماند
  4. شمارهٔ ۱۲۹تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۱۳۰تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد
  6. شمارهٔ ۱۳۱تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد
  7. شمارهٔ ۱۳۲تا به کی چشم تو جز غارت دین‌ها نکند
  8. شمارهٔ ۱۳۳تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.