پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند

درخور هر فرقه مرسومی معیّن کرده‌اند

نام نیک و نقد هستی را به زاهد داده‌اند

نیستیّ و عشق را در گردن من کرده‌اند

با تو دعویِّ نظر بازی کسانی را رسد

کز غبار خاک کویت دیده روشن کرده‌اند

سر گران ز آن است چشم مست یار و جام می

کاندر این ره هر یکی خونی به گردن کرده‌اند

ای خیالی دامن جان چاک زن کارباب دل

سرخ‌رویی‌ها چو گُل از چاک دامن کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد
  2. شمارهٔ ۱۳۲تا به کی چشم تو جز غارت دین‌ها نکند
  3. شمارهٔ ۱۳۳تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
  4. شمارهٔ ۱۳۴تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند
  5. شمارهٔ ۱۳۵تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد
  6. شمارهٔ ۱۳۶تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
  7. شمارهٔ ۱۳۷تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
  8. شمارهٔ ۱۳۸تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.