پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد

از شهر بقا خیمه به صحرای عدم زد

یارب چه بلایی تو ندانم که به عالم

هرجا قدم آورد قدت فتنه علَم زد

چون ماه نو از دیده نهان گشت یقین شد

کز فتنهٔ ابروی تو ترسید که خم زد

تا کلک قضا نقش رخ و زلف تو بندد

از غالیه بر صفحهٔ خورشید رقم زد

باشد که به جایی رسد از عشق خیالی

چون از سر اخلاص در این راه قدم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
  2. شمارهٔ ۱۳۸تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
  3. شمارهٔ ۱۳۹تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۴۰تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند
  5. شمارهٔ ۱۴۱تا راهروان در حرم دل نرسیدند
  6. شمارهٔ ۱۴۲تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آرد
  7. شمارهٔ ۱۴۳تا ز عشق اهل نظر آیینه‌ای برساختند
  8. شمارهٔ ۱۴۴تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.