پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد

سرو قدت به شوخی صد فتنه در هوا کرد

روزی که عاشقان را تقسیم رزق کردند

رخسار زرد و غم را عشق تو زآن ما کرد

تنها سگ درت را من نیستم دعاگو

هر کاو شیند روزی دشنام او دعا کرد

هرچند راند خورشید از پیش صبحدم را

چون صبح داشت صدقی باز آمد و صفا کرد

از دست غم خیالی بیگانه گشت از خویش

یارب غم بتان را با ما که آشنا کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد
  2. شمارهٔ ۱۴۷تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
  3. شمارهٔ ۱۴۸تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
  4. شمارهٔ ۱۴۹تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
  5. شمارهٔ ۱۵۰تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
  6. شمارهٔ ۱۵۱تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد
  7. شمارهٔ ۱۵۲ترک چشمت بی‌سپاه حُسن خنجر می‌زند
  8. شمارهٔ ۱۵۳تو را به جز سخن اندر دهن نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.