پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد

بر سر راه آرزو منتظریم تا رسد

گر کششی نباشد از جاذبهٔ عنایتش

در طلب وصال او کوشش ما کجا رسد

اهل سلوک سر به سر طالب گنج وحدت اند

تا که بپوید این ره و دولت آن که را رسد

چون همه را ز جام غم شربت مرگ خوردن است

زود بود که این قدح از دگری به ما رسد

وه که به شب رسید از او روز خیالی و هنوز

تا که چو شمع بر سرش ز آتش دل چه ها رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
  2. شمارهٔ ۱۴۹تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
  3. شمارهٔ ۱۵۰تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
  4. شمارهٔ ۱۵۱تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد
  5. شمارهٔ ۱۵۲ترک چشمت بی‌سپاه حُسن خنجر می‌زند
  6. شمارهٔ ۱۵۳تو را به جز سخن اندر دهن نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۱۵۴چشمت آزار ما چه می‌خواهد
  8. شمارهٔ ۱۵۵چشمت که به جز فتنه‌گری کار ندارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.