پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

چشمت آزار ما چه می‌خواهد

از دل مبتلا چه می‌خواهد

من چو وصل تو خواستم به دعا

شیخ شهر از دعا چه می‌خواهد

بوسه‌ای زکات حُسن مرا

بده از تو گدا چه می‌خواهد

چون غمت هرچه خواست کرد به جان

دگر از جان ما چه می‌خواهد

یار خواهد همیشه خاطر من

خاطر یار تا چه می‌خواهد

ای خیالی مخواه چاره ز غیر

صبر کن تا خدا چه می‌خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
  2. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظچو زلف بی قرارش قصد جان کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۸چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۹چو عطّار صبا در چین زلفت مشک می‌بیزد
  5. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
  6. شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
  7. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
  8. شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.