پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند

به غمش هم‌نفسم تا نفسی می‌ماند

هوس خاتم دولت مکن ای دل کآن نیز

می‌رود زود ز دست و هوسی می‌ماند

با وجود لبش از قند حلاوت مطلب

چه بود لذت آن کز مگسی می‌ماند

دل من شیفتهٔ سلسله مویی عجب است

که نه کس با وی و نه او به کسی می‌ماند

خوش از آن است خیالی به جهان بعد حیات

کاین متاعی ست که با دوست بسی می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
  2. شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد
  3. شمارهٔ ۱۶۴خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد
  4. شمارهٔ ۱۶۵خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد
  5. شمارهٔ ۱۶۶خیز که پیر مغان میکده را درگشاد
  6. شمارهٔ ۱۶۷در ازل مهر تو با جان رقم غم می‌زد
  7. شمارهٔ ۱۶۸در ازل قطرهٔ خونی که ز آب و گِل شد
  8. شمارهٔ ۱۶۹در چمن سبزهٔ سیراب به هرجا که رسید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.