پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

خیز که پیر مغان میکده را درگشاد

نوبت مستی رسید باده بده برگشاد

دولت جم بایدت سر مکش از خطّ جام

چون خم تجرید را ساقی جان سرگشاد

گر درِ طاعت ببست یار به رویم چه باک

چون ز ره مرحمت صد درِ دیگر گشاد

در طرف نیستی تا نشدم گم نیافت

بستگی کارم از پیر قلندر گشاد

چشم خیالی ز اشک مخزن یاقوت شد

تا به تبسّم لبت حقّهٔ گوهر گشاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸در ازل قطرهٔ خونی که ز آب و گِل شد
  2. شمارهٔ ۱۶۹در چمن سبزهٔ سیراب به هرجا که رسید
  3. شمارهٔ ۱۷۰در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند
  4. شمارهٔ ۱۷۱ - استقبال از حافظدلم جز داغ نومیدی ز جان حاصل همین دارد
  5. شمارهٔ ۱۷۲دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد
  6. شمارهٔ ۱۷۳ - استقبال از حافظدل به رویت هوس صحبت جانی دارد
  7. شمارهٔ ۱۷۴دل نه جز غصّه محرمی دارد
  8. شمارهٔ ۱۷۵دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.