پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد

خون شد و حقّ نمک هیچ فراموش نکرد

زلف تو دست به تاراج دل ما نگشاد

ماه را تا ز شب تیره سیه پوش نکرد

هرکه در راه تو پا از سر همّت ننهاد

دست با شاهد مقصود در آغوش نکرد

ظاهراً نالهٔ جانسوز نی از جایی بود

که زدندش به دهن آخر و خاموش نکرد

ماجرایی که ز دل اشک خیالی می گفت

سخنی بود چو دُر لیک کسی گوش نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد
  2. شمارهٔ ۱۷۸دل جفای خطت از دور قمر می‌داند
  3. شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
  4. شمارهٔ ۱۸۰دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید
  5. شمارهٔ ۱۸۱دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید
  6. شمارهٔ ۱۸۲راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند
  8. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.