پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد

بی دُر وصل توام اشک به دریا آمد

گفته بودی که بپرهیز ز تیر نظرم

چون نرفتیم پیِ گفت تو برما آمد

آب را از نظر انداخت روان مردم چشم

سوی او مژدهٔ خاک قدمت تا آمد

کلک نقّاش قدر چون صور حُسن کشید

ز آن میان نقش دهان تو چه گویا آمد

ای خیالی گله از شیوهٔ آن چشم مکن

این بلاها همه بر ما چو ز بالا آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید
  2. شمارهٔ ۱۸۲راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند
  4. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
  6. شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
  7. شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
  8. شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.