پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید

جانب رویش اشارت کرد شمع و لب گزید

در صفات گوهر سیراب دندان صدف

چون دهن بگشاد از گفتار او دُر می چکید

کاکل و زلفش سیه کاری عجب از سر نهد

در سیاست گرچه این را بست و آن را سر برید

آه درد انگیز را از آتش دل فاش کرد

لاجرم زاین گرم نرمی باید او را برکشید

تا که عمر رفته بر من باز گردد ساعتی

دل ز پی فریاد می کرد و سرشکم می دوید

چون ز مژگانش خیالی ناوکی کرد التماس

غمزهٔ او هردمی فرمود گفت از من رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند
  2. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
  3. شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
  4. شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
  5. شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
  6. شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
  7. شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
  8. شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.