پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد

خطت به ریختن خون من نشان آورد

کمند زلف تو یارب چه راهزن دزدی ست

که بُرد نقد دل ما و رو به جان آورد

به نازکی کمرت هر دلی که از مردم

ربوده بود به یک نکته در میان آورد

به یاد لطف عذار تو مردم چشمم

هزار بار دم آب در دهان آورد

گذشته بود خیالی ز کوی رسوایی

خیال زلف تواش باز موکشان آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
  2. شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
  3. شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
  4. شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند
  5. شمارهٔ ۱۹۱سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
  6. شمارهٔ ۱۹۲سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
  7. شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید
  8. شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.