پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

صاحب روی نکو منصب دولت دارد

خاصّه خوبی که نشانی ز مروّت دارد

این همه لطف که در ناصیهٔ خورشید است

ذرّه‌ای نیست ز حسنی که جمالت دارد

گر کسی پیش بتی سجده کند عیب مکن

تو چه دانی که در این سجده چه نیّت دارد

دولت فقر که دیباچهٔ شاهنشاهی ست

بی دلی راست مسلّم که غنیمت دارد

گرچه در خورد نثار تو خیالی را هیچ

نیست در دست، غمی نیست چو همّت دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
  2. شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند
  3. شمارهٔ ۱۹۸طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند
  4. شمارهٔ ۱۹۹عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد
  5. شمارهٔ ۲۰۰غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
  6. شمارهٔ ۲۰۱کس نیست که کار ما برآرد
  7. شمارهٔ ۲۰۲کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد
  8. شمارهٔ ۲۰۳ - استقبال از کمال خجندیکسی را که رویت هوس می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.