پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند

چون دهانت نقش می‌بندد سخن گم می‌کند

از فریب غمزه دانستم که عین مردمی‌ست

چشم مستت آنچه از شوخی به مردم می‌کند

گر ندارد از گُل روی تو رنگی از چه رو

غنچه از شادی به زیر لب تبسّم می‌کند

ساقیا زآن رو ز دوران شاکرم کاو عاقبت

خاک هستی مرا خشت سر خُم می‌کند

بی‌رخت آگه ز فریاد خیالی بلبل است

کاو ز شوق رویِ گل با خود ترنّم می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
  2. شمارهٔ ۲۰۱کس نیست که کار ما برآرد
  3. شمارهٔ ۲۰۲کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد
  4. شمارهٔ ۲۰۳ - استقبال از کمال خجندیکسی را که رویت هوس می‌کند
  5. شمارهٔ ۲۰۴کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد
  6. شمارهٔ ۲۰۵کسی که نسبت قدّت به سرو ناز کند
  7. شمارهٔ ۲۰۶کسی چون گل دهن پرخنده دارد
  8. شمارهٔ ۲۰۷کسی کاو به جانان وصالی ندارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.