پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

کسی کاو به جانان وصالی ندارد

ز جان بهره الاّ ملالی ندارد

غنیمت شمر وصل خورشید رویی

که خورشید حسنش زوالی ندارد

پریچهره یی را که نبود وفایی

اگر خود فرشته ست حالی ندارد

عجب چون نمانم ... گُل

که دید آن رخ و انفعالی ندارد

به جز فکر تصویر موی میانش

خیالی به خاطر خیالی ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام می‌بخشد
  2. شمارهٔ ۲۱۰کمند زلف توام پای بند سودا کرد
  3. شمارهٔ ۲۱۱ - استقبال از کمال خجندیکنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
  4. شمارهٔ ۲۱۲گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
  5. شمارهٔ ۲۱۳ - استقبال از کمال خجندیگر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
  6. شمارهٔ ۲۱۴گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد
  7. شمارهٔ ۲۱۵گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می‌رود
  8. شمارهٔ ۲۱۶گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.