پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام می‌بخشد

نخست از رحمت عامش گناه عام می‌بخشد

عجب گنجی‌ست دیوان خانهٔ رحمت تعالی الله

که از وی کم نمی‌گردد اگر بسیار می‌بخشد

گشا چون صبح چشم مهر بنگر شیوهٔ روزش

که از مه زنگی شب را چراغ شام می‌بخشد

چه باک ار ساغری بخشند مخموران عصیان را

از آن خمخانهٔ وحدت که جم را جام می‌بخشد

خیالی خویش را در باز تا خواند سگ خویشت

که سلطان هرچه می‌بخشد برای نام می‌بخشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱ - استقبال از کمال خجندیکنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
  2. شمارهٔ ۲۱۲گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
  3. شمارهٔ ۲۱۳ - استقبال از کمال خجندیگر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
  4. شمارهٔ ۲۱۴گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد
  5. شمارهٔ ۲۱۵گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می‌رود
  6. شمارهٔ ۲۱۶گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
  7. شمارهٔ ۲۱۷گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
  8. شمارهٔ ۲۱۸گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.