پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود

ای دل تو باری یافتی از مهر رویش روز خود

اکنون که دل پابند توست از زلف زنجیرش منه

یعنی منه دام بلا بر مرغ دست آموز خود

کارم چو در چنگ غمت مشکل به قانون می شود

آن به که سازم همچو نی با نالهٔ دلسوز خود

از زخم پیکان غمت صد رخنه دارم در درون

گر باورت ناید بپرس از ناوک دلدوز خود

گر شام مردم روشنی دارد خیالی از چراغ

هر شب مرا در دل نهان شمع جهان افروز خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹ - استقبال از کمال خجندیگر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد
  2. شمارهٔ ۲۲۰گر قدح با لب میگون تو لافی دارد
  3. شمارهٔ ۲۲۱گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
  4. شمارهٔ ۲۲۲گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد
  5. شمارهٔ ۲۲۳گر همچو نی دم می‌زنم از سوز دل خون می‌رود
  6. شمارهٔ ۲۲۴گل جامه دران بار دگر سر به در آورد
  7. شمارهٔ ۲۲۵گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
  8. شمارهٔ ۲۲۶گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.