پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند

ز آن نشد پنهان که بازش دیده پیدا می‌کند

اشک اگر بی‌وجه ریزد آبروی ما رواست

چون به رو می‌آید آخر آنچه با ما می‌کند

نافه گر برد از خطت عطری به صد خون جگر

روسیاهی بین که چونش باز رسوا می‌کند

ختم شد بر دیده طرز راست بینیّ و هنوز

جان به فکر سرو قدّت کار بالا می‌کند

عقل از سرّ دهانت ذرّه‌ای آگه نشد

گرچه عمری شد که فکر این معمّا می‌کند

خیال سروِ بالایت خیالی را مدام

عندلیب جان هوای باغ و صحرا می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد
  2. شمارهٔ ۲۲۹گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می‌بخشند
  3. شمارهٔ ۲۳۰گهی که آیت حسن تو را بیان کردند
  4. شمارهٔ ۲۳۱لبت جان‌بخش و دلجو می‌نماید
  5. شمارهٔ ۲۳۲ما را ز سر خیال تو بیرون نمی‌شود
  6. شمارهٔ ۲۳۳ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کرد
  7. شمارهٔ ۲۳۴مرا بی‌تو راحت الم می‌نماید
  8. شمارهٔ ۲۳۵مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.