پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

ما را ز سر خیال تو بیرون نمی‌شود

عهدی که هست با تو دگرگون نمی‌شود

سر می‌نهم به پای خیالت ولی چه سود

بی‌روی بخت کار به سر چون نمی‌شود

عاقل نباشد آنکه به لیلی‌وَشی چو تو

سودای وصل دارد و مجنون نمی‌شود

وه کز تو سوختیم چو عود و هنوز کار

در چنگ روزگار به قانون نمی‌شود

دردیده و دلیّ و دمی نیست زاین حسد

کاندر میان دیده و دل خون نمی‌شود

شب نیست کز غم مه رویت هزار بار

آهِ من شکسته به گردون نمی‌شود

هر نکته‌ای که طبع خیالی خیال بست

بی‌اقتضای قدّ تو موزون نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴مرا بی‌تو راحت الم می‌نماید
  2. شمارهٔ ۲۳۵مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۲۳۶مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
  4. شمارهٔ ۲۳۷مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
  5. شمارهٔ ۲۳۸مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
  6. شمارهٔ ۲۳۹مرا یاد آن روی دیوانه کرد
  7. شمارهٔ ۲۴۰مسافران که در این ره به کاروان رفتند
  8. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.