پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود

غمی نبود چو مقصود یاد کردی بود

دلِ چو آهنت از آه و ناله نرم نشد

چرا که اینهمه پیش تو گرم و سردی بود

مرا هوای تو روزی وزید اندر سر

که حسنت از چمن عارض تو وَردی بود

گهی که عشق به کویت صلا طلب خیزد

ز راه صدق به هر گرد روی مردی بود

هنوز از گل رویت نداشت وجهی حُسن

که وجه عاشق درویش روی زردی بود

همین بس است به حشر آب رو خیالی را

که گِرد کوی تو افتاده همچو گردی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹مرا یاد آن روی دیوانه کرد
  2. شمارهٔ ۲۴۰مسافران که در این ره به کاروان رفتند
  3. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
  5. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
  6. شمارهٔ ۲۴۴واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
  7. شمارهٔ ۲۴۵هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
  8. شمارهٔ ۲۴۶هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.