پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندی

میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد

مردمی باشد اگر دارد و از من دارد

غمزه ات از پی دل چند کنم چشم سیاه

اینک اینک دل من گر سر بردن دارد

گِرد لب طوطیِ خطّ تو چه شیرین مرغی ست

که شکر ریز لب و روضه نشیمن دارد

لبِ لعل تو ز خون دل ما سرخ شده ست

ای بسا خون غریبان که به گردن دارد

تا به دریوزهٔ صاحب نظری دیدهٔ من

سایل کوی تو شد لعل به دامن دارد

گر نسوزد دلت از غصّه خیالی چون شمع

از پس مرگ چراغ تو که روشن دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
  2. شمارهٔ ۲۴۴واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
  3. شمارهٔ ۲۴۵هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
  4. شمارهٔ ۲۴۶هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
  5. شمارهٔ ۲۴۷هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۴۸هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد
  7. شمارهٔ ۲۴۹هردم به صورتی یار دیدار می‌نماید
  8. شمارهٔ ۲۵۰هرشبی زلفش مرا در بند سودا می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.