پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

نکردم جز به زلف یار پیوند

که نتوان کرد خود را بی رسن بند

چه شرین کرد طوطی کز سر شوق

لبت را دید و بگذشت از سرقند

سگت را بی وفا گفتم عفاالله

گناه از بنده و عفو از خداوند

مرو چون سیل اشک از دیده هر دم

که خون کردی دلم را ای جگر بند

دل غمگین به بویی از تو خوشنود

خیالی با خیالی از تو خرسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
  2. شمارهٔ ۲۴۶هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
  3. شمارهٔ ۲۴۷هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۴۸هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد
  5. شمارهٔ ۲۴۹هردم به صورتی یار دیدار می‌نماید
  6. شمارهٔ ۲۵۰هرشبی زلفش مرا در بند سودا می‌کشد
  7. شمارهٔ ۲۵۱هرکجا خطّ تو عرض نافهٔ چینی کند
  8. شمارهٔ ۲۵۲هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.