پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

هر خطایی که سزاوار عتابی باشد

عفو فرما که تو را نیز صوابی باشد

اگر از گریهٔ غم آن بَرَد چشم مرا

هیچ غم نیست گرش پیش تو آبی باشد

پردهٔ ما بدرد فکر جنون تا که تو را

بر مه از سلسلهٔ مشگ نقابی باشد

گر نباشد خبر از محنت دوران چه عجب

سر خوشی را که به کف جام شرابی باشد

ای خیالی به خیالی شده ای قانع و آن

هم به شرطی ست که در چشم تو خوابی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد
  2. شمارهٔ ۲۴۹هردم به صورتی یار دیدار می‌نماید
  3. شمارهٔ ۲۵۰هرشبی زلفش مرا در بند سودا می‌کشد
  4. شمارهٔ ۲۵۱هرکجا خطّ تو عرض نافهٔ چینی کند
  5. شمارهٔ ۲۵۲هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسد
  6. شمارهٔ ۲۵۳هرکه سر در قدمِ مردم مقبل ننهاد
  7. شمارهٔ ۲۵۴هرگز به جهان چیزی جز یار نمی‌ماند
  8. شمارهٔ ۲۵۵هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.