پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسد

از ره و رسم قدم داریّ و همّت می‌رسد

فرصت صحبت مکن فوت از پیِ مقصود خویش

حالیا خوش بگذران کآن هم به فرصت می‌رسد

از خروش کوس شاهان این نوا آید به گوش

کاین سرا هر پادشاهی را به نوبت می‌رسد

آخر ای سرگشتهٔ وادیّ هجران بیش از این

تشنه‌لب منشین که دریاهای رحمت می‌رسد

از ره غربت خیالی عاقبت جایی رسید

هرکه جایی می‌رسد از راه غربت می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴هرگز به جهان چیزی جز یار نمی‌ماند
  2. شمارهٔ ۲۵۵هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
  3. شمارهٔ ۲۵۶یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد
  4. شمارهٔ ۲۵۷یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد
  5. شمارهٔ ۲۵۸ - استقبال از کمال خجندییار در کار دلم کوشش بسیاری کرد
  6. شمارهٔ ۲۵۹از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر
  7. شمارهٔ ۲۶۰از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
  8. شمارهٔ ۲۶۱ - استقبال از حافظچه بود افسانهٔ منصور با یار
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.