پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸ - استقبال از کمال خجندی

یار در کار دلم کوشش بسیاری کرد

عاقبت آه جگر سوختگان کاری کرد

کرد چشم تو به نیش ستمی مرهم ریش

بین که تیمار دلم هندوی بیماری کرد

خود فروشی به خطت مشک اگر کرد چه باک

بود سودایی و خود را به تو بازاری کرد

دوش از آتش من شمع چو آگاهی یافت

بر منش سوخت دل و گریهٔ بسیاری کرد

دیده نقدی که به صد خون جگر گِرد آورد

مردمی بین که نثار قدم یاری کرد

طرّه را بیش در آزار خیالی مفرست

تا نگویند فلان پشتیِ طرّاری کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
  2. شمارهٔ ۲۶۱ - استقبال از حافظچه بود افسانهٔ منصور با یار
  3. شمارهٔ ۲۶۲دلا غم یار ما شد دل به جا دار
  4. شمارهٔ ۲۶۳گر به رویت کنند نسبت حور
  5. شمارهٔ ۲۶۴عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
  6. شمارهٔ ۲۶۵ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
  7. شمارهٔ ۲۶۶آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
  8. شمارهٔ ۲۶۷آن دل که به فن برد ز من غمزهٔ مستش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.