پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش

دم زد از روی تو آیینه نظر کردیمش

اشک رازِ دل غم دیده به مردم می گفت

بود نامحرم از این خانه به در کردیمش

تا دگر پیش رخت خیره نخندد گل سرخ

در چمن دوش به یک خنده دگر کردیمش

چشمت از حال دل بی خبران واقف نیست

گرچه از حال دل خویش خبر کردیمش

شب چو شد رنجه به دشنام خیالی سگ او

ما به اخلاص دعاهای سحر کردیمش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸آنکه رحمی نیست بر حال منش
  2. شمارهٔ ۲۶۹اشکِ چشم من که جان نقد روان می‌خواندش
  3. شمارهٔ ۲۷۰اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش
  4. شمارهٔ ۲۷۱تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
  5. شمارهٔ ۲۷۲چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
  6. شمارهٔ ۲۷۳چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش
  7. شمارهٔ ۲۷۴در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
  8. شمارهٔ ۲۷۵دلا به دست هوس تار زلف یار مکش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.