پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش

خرمن پندار ما را سوخت برق غیرتش

پایهٔ اقبال بالا از علوّ همّت است

هرکه را این پایه باشد آفرین بر همتش

صحبت او را بها عمر است گفتیم ای دریغ

عمر بگذشت و ندانستیم قدر صحبتش

گر دلم رسوای کوی یار شد مکن

چون کند این بود از خوان ارادت قسمتش

ای خیالی کنج تنهایی گزین تا بعد ازاین

غم خوریم و هم به هم گوییم شکر نعمتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵دلا به دست هوس تار زلف یار مکش
  2. شمارهٔ ۲۷۶کجاست ساغر می تا به گردش آرندش
  3. شمارهٔ ۲۷۷دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش
  4. شمارهٔ ۲۷۸روزگاری ست که از غایت نادانی خویش
  5. شمارهٔ ۲۷۹گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
  6. شمارهٔ ۲۸۰ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
  7. شمارهٔ ۲۸۱ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
  8. شمارهٔ ۲۸۲یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.