پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش

دلقِ صورت کرد رهن می فروش

عیب خرقه گفتن از نامردمی ست

دولت رندی که باشد عیب پوش

باز از جوش می و غوغای چنگ

سر خوشان را تازه شد جوش و خروش

ناصحا چند از نصیحت بعد از این

دم ز وصف گلرخان زن یا خموش

سر به سر پند خیالی گوهر است

لیک آن بدخو نمی‌گیرد به گوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
  2. شمارهٔ ۲۸۰ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
  3. شمارهٔ ۲۸۱ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
  4. شمارهٔ ۲۸۲یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش
  5. شمارهٔ ۲۸۳هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
  6. شمارهٔ ۲۸۴گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
  7. شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندیشمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل
  8. شمارهٔ ۲۸۶آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.