پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک

کی فرود آورد از کبر دگر سر به فلک

ماه از عارض تو منفعل و آب خجل

شد و دادند گواهی ز سما تا به سمک

پستهٔ شور زند با لب شیرین تو لاف

سنگ بر سر پی آن می خورد آن کور نمک

کرد بر قلبی خود نقد دل اقرار و هنوز

دم به دم می زندش عشق تو بر سنگ محک

آخر از جور رقیب تو خیالی دانست

آنچه در باب عداوت به گدا دارد و سک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
  2. شمارهٔ ۲۸۷از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم
  3. شمارهٔ ۲۸۸ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
  4. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  5. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
  6. شمارهٔ ۲۹۱خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
  7. شمارهٔ ۲۹۲دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
  8. شمارهٔ ۲۹۳دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.