پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندی

شمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل

که مرا نیز بر احوال تو می‌سوزد دل

سرورا در غم هجر تو ز بس گریه و آه

عمر بر باد شد و پای فرو رفت به گل

غنچه بر نقش دهان تو به ده دل نگران

گل سیراب ز روی تو به صد روی خجل

عاشق صورت مطبوع تو را نیست خبر

کز چه آب است و چه گِل صورت خوبان چگل

اشک بر خاک درت می رود و دارم چشم

کز درِبار تو محروم نگردد سایل

گفتم از مشکل عشق تو خیالی به فسون

جان تواند که بَرَد؟ گفت چه دانم مشکل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۲۸۸ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
  3. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  4. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
  5. شمارهٔ ۲۹۱خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
  6. شمارهٔ ۲۹۲دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
  7. شمارهٔ ۲۹۳دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
  8. شمارهٔ ۲۹۴زهی تیره از زلف تو روز، شام
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.