پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم

که شرمسارم و عذر گناه می‌خواهم

گناه بار گران است و راه عشق

مدد ز همّت مردان راه می‌خواهم

گدای در به در از بهر آن شدم که ز بخت

قبول حضرت این بارگاه می‌خواهم

مرا مپرس کز این آستان چه می‌خواهی

غریب بی‌ره و رویم پناه می‌خواهم

ز خواست چیست خیالی مرادِ تو گفتی

وصال توست نه مال و نه جاه می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  2. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
  3. شمارهٔ ۲۹۱خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
  4. شمارهٔ ۲۹۲دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
  5. شمارهٔ ۲۹۳دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
  6. شمارهٔ ۲۹۴زهی تیره از زلف تو روز، شام
  7. شمارهٔ ۲۹۵سرشک جانب خاک در تو بست احرام
  8. شمارهٔ ۲۹۶گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می‌آیدم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.