پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم

وز خطت در حلقهٔ سودا گرفتار آمدم

می زنم از دست غم بر پای دیوار تو سر

وه که در عشق تو آخر سر به دیوار آمدم

از سرشکم آب رویی بود امّا بر درت

ریخت آبِ روی من از بس که بسیار آمدم

سالها در خدمت پیر مغان بردم به سر

تا یکی از محرمان کوی خمّار آمدم

نقد جانِ من سراسر در سرِ کار تو شد

مدتی پروردمش تا عاقبت کار آمدم

من در اول چون خیالی طوطیی بودم خموش

کآخر از آیینهٔ رویت به گفتار آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
  2. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  3. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
  4. شمارهٔ ۲۹۱خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
  5. شمارهٔ ۲۹۲دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
  6. شمارهٔ ۲۹۳دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
  7. شمارهٔ ۲۹۴زهی تیره از زلف تو روز، شام
  8. شمارهٔ ۲۹۵سرشک جانب خاک در تو بست احرام
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.