پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم

یعنی گرانیِ خود از این خاکِ در بریم

سودای ما به زلف بتان راست چون نشد

آن به که رخت خویش از اینجا به در بریم

آیا کجاست دیده وری تا به حضرتش

پیش آوریم نقد نیاز و نظر بریم

آن روز بخت سوی درش رهبری کند

کز سر هوای روضه به کلّی به در بریم

هر جا نشان خاک کف پای او بوَد

ای دیده سعی کن که به دامن گهر بریم

پای سگش بگیر خیالی و سر بنه

تا یک دو روز در قدم او به سر بریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
  2. شمارهٔ ۲۹۴زهی تیره از زلف تو روز، شام
  3. شمارهٔ ۲۹۵سرشک جانب خاک در تو بست احرام
  4. شمارهٔ ۲۹۶گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می‌آیدم
  5. شمارهٔ ۲۹۷گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
  6. شمارهٔ ۲۹۸گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم
  7. شمارهٔ ۲۹۹ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم
  8. شمارهٔ ۳۰۰ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.