پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم

بعد از آن بر سر کوی تو فروکش کردیم

به امیدی که خیالت قدم آرد روزی

خانهٔ دیده به خونابه منقّش کردیم

گرم رو شمع از آن شد که به مردی پاداشت

گرچه شبهای غمت بر سرش آتش کردیم

ما و دیوانگی عشق، چو سرمایهٔ عقل

در ره سلسله مویان پریوش کردیم

ای خیالی دگر از محنت ایّام چه غم

چون به اقبال غمش خاطر خود خوش کردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
  2. شمارهٔ ۳۰۲ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
  3. شمارهٔ ۳۰۳ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
  4. شمارهٔ ۳۰۴ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
  5. شمارهٔ ۳۰۵ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
  6. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
  7. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
  8. شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظمن که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.