پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم

گوش بگرفته به درویشی به سلطان آمدیم

همچو مورانِ حقیر از غایت تقصیر خویش

سر به پیش انداخته پیش سلیمان آمدیم

تا مگر بویی بریم آخر ز درگاه قبول

ره همه ره چون صبا افتان و خیزان آمدیم

مدّتی چون ذره سر گردان شدیم و عاقبت

پای کوبان جانب خورشید تابان آمدیم

گرچه کمتر برده ایم از روی صورت ره به دوست

نیست جز غم از ره معنی فراوان آمدیم

گو بشارت ده خیالی را به اسم بندگی

خاصه این ساعت که ما خاص از پیِ آن آمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
  2. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
  3. شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظمن که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
  4. شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربیمن که از دیدهٔ معنی به رخت می‌نگرم
  5. شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلویآخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
  6. شمارهٔ ۳۱۱ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من
  7. شمارهٔ ۳۱۲ای مهر تو انیس دل ناتوان من
  8. شمارهٔ ۳۱۳با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.