پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلوی

آخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن

سخنی نیست که در روی تو نتوان گفتن

گفتم آنی ست در آن روی شد از خویش ببین

کآخر کار زیان داشت مرا آن گفتن

با که گویم غم خود چون همه کس را یاد است

شرح افسانهٔ عشقت ز فراوان گفتن

گویم اکنون به قدت راز دل خویش بلند

تا به کی با دهن تنگ تو پنهان گفتن

گر خیالی سخن از زلف تو گوید چه عجب

عجبی نیست ز دیوانه پریشان گفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲ای مهر تو انیس دل ناتوان من
  2. شمارهٔ ۳۱۳با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
  3. شمارهٔ ۳۱۴به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
  4. شمارهٔ ۳۱۵تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن
  5. شمارهٔ ۳۱۶تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من
  6. شمارهٔ ۳۱۷تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
  7. شمارهٔ ۳۱۸گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
  8. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.