پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من

ضامن نگشت یار به عفو گناه من

طاعات را چه قیمت و عصیان چه معتبر

جایی که لطف دوست بود عذر خواه من

باشد که خواندم به عنایت گدای خویش

کآن هست بر درش سبب عزّ و جاه من

مانند مجمرم که درونم پر آتش است

اینک دلیل سوز نهان دود آه من

از فتنه سر متاب خیالی که زلف یار

دالّ است بر تطاول بخت سیاه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
  2. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
  3. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
  4. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
  5. شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو
  6. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
  7. شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
  8. شمارهٔ ۳۲۵تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.