پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او

زاین حسد عمری ست تا من تشنه‌ام بر خون او

مطربا چون عود سر تا پای خود در چنگ غم

تا نمی سوزد نمی داند کسی قانون او

اینک اینک عاشقانِ مست تو، لیلی کجاست

تا ز سر دیوانگی آموختی مجنون او

افعیِ زلفت که در عاشق‌کشی افسانه‌ای‌ست

آمدی در دست اگر دانستمی افسون او

با خیالی کاش از این دلسوز تر بودی غمت

تا زمانی شادمان بودی دل محزون او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷دلیر آن است که در دیده بود منزل او
  2. شمارهٔ ۳۲۸صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او
  3. شمارهٔ ۳۲۹کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او
  4. شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
  5. شمارهٔ ۳۳۱لاله کز گل می‌برد دل چهرهٔ رعنای او
  6. شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او
  7. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
  8. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.