پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

دلیر آن است که در دیده بود منزل او

خوب دیده ست گر آن ماه بخواهد دل او

مشکلی گر شود از جانب زلفش دل را

نگشاید به جز از باد کسی مشکل او

اگر از رنج طلب در ره او طالب را

وصل حاصل نشود پس چه بود حاصل او

هرکس از عشق به توفیق هدایت نرسد

جز شهیدی که غم یار بود قاتل او

هرکه روزی به تمنای رخش خاک شود

گُل رحمت بدمد تا به ابد از گِل او

جان بدادی به غم یار خیالی لیکن

نقد جان نیست متاعی که بود قابل او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او
  2. شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
  3. شمارهٔ ۳۳۱لاله کز گل می‌برد دل چهرهٔ رعنای او
  4. شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او
  5. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
  6. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
  7. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
  8. شمارهٔ ۳۳۶گهی دل می‌خورد خونم گه از راه جفا دیده
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.