پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

لطفی که می کند به محبّان عذار او

معلوم می شود همه از روی کار او

از عین مردمی ست که مشغول کار ماست

چشمش که ناز و فتنه و شوخی ست کار او

با آن که خاک رهگذرش رُفته ام به چشم

شرمنده ام هنوز من از رهگذار او

سرگشته از چه ایم چو بیرون نمی نهیم

پرگاروار پا ز خط اعتبار او

از بس که اشک ریخت خیالی ز دیده، نیست

فرقی میان دامن بحر و کنار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
  2. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
  3. شمارهٔ ۳۳۶گهی دل می‌خورد خونم گه از راه جفا دیده
  4. شمارهٔ ۳۳۷نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
  5. شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلویهمه شب در غم آن ماه پاره
  6. شمارهٔ ۳۳۹از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی
  7. شمارهٔ ۳۴۰اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری
  8. شمارهٔ ۳۴۱ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.