پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلوی

همه شب در غم آن ماه پاره

همی بارد ز چشم من ستاره

بینداز اشک را ای دیده از چشم

کز او شد راز پنهان آشکاره

دلم صدپاره گشت از هجر و بیم است

که خون گردد در این غم پاره پاره

من حیران به یک نظّارهٔ تو

شدم از خویش و مردم در نظاره

به مویی جان ز زلفش بردی ای باد

چگونه جستی از تارش کناره

گذر سوی خیالی کز خدنگت

به دل سوراخها دارد گذاره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری
  2. شمارهٔ ۳۴۱ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی
  3. شمارهٔ ۳۴۲ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی
  4. شمارهٔ ۳۴۳ - استقبال از کمال خجندیای به بوی تو صبا شیفتهٔ هر چمنی
  5. شمارهٔ ۳۴۴ای پارسا که دایم رو در نماز داری
  6. شمارهٔ ۳۴۵ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی
  7. شمارهٔ ۳۴۶ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی
  8. شمارهٔ ۳۴۷ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.