پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

ای پارسا که دایم رو در نماز داری

سرّ که می سرایی راز که می گذاری

از طاق ابروانش رو کرده ای به محراب

در پیش خویش تا کی دیوار کژ برآری

تا با غمش قرینم خون خوردن است کارم

کار من از غم این است باری تو در چه کاری

آنجا که عشقبازان تحفه ز طاعت آرند

ما تحفه یی نداریم بیرون ز شرمساری

ما گرچه بیرهی را از سر نمی گذاریم

تو بر طریق رحمت باشد که درگذاری

گردن بنه خیالی باشد که بار یابی

کز سرکشی نیابی توفیق لطف باری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی
  2. شمارهٔ ۳۴۷ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
  3. شمارهٔ ۳۴۸ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی
  4. شمارهٔ ۳۴۹ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری
  5. شمارهٔ ۳۵۰ای که در عالم خوبی به لطافت علمی
  6. شمارهٔ ۳۵۱ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری
  7. شمارهٔ ۳۵۲ای گل از روی تو آموخته خندان رویی
  8. شمارهٔ ۳۵۳بدین شوخی که تو بنیاد داری
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.