پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

ای که در عالم خوبی به لطافت علمی

گلرخان برگ و گیاهند و تو باغ ارمی

گر نه باغی ز چه معنی طرب انگیز و خوشی

ورنه سروی ز چه رو سرکش و صاحب قدمی

گرچه سرمایهٔ حسن مه نو بسیار است

هیچ از او ابروی دلجوی تو را نیست کمی

خیز و دیگر مکن ای گل به رخش دعوی حسن

ورنه بنشین به همین داعیه چندانکه دمی

ای خیالی به وجودش همه شیرین گویی

چو دهانش سخن آغاز کند تو عدمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲ای گل از روی تو آموخته خندان رویی
  2. شمارهٔ ۳۵۳بدین شوخی که تو بنیاد داری
  3. شمارهٔ ۳۵۴تا در قدم اهل دلی خاک نگردی
  4. شمارهٔ ۳۵۵تا دلم را به غم هجر درانداخته‌ای
  5. شمارهٔ ۳۵۶تا کی ای شوخ به هر بی‌خبری می‌سازی
  6. شمارهٔ ۳۵۷تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
  7. شمارهٔ ۳۵۸تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی
  8. شمارهٔ ۳۵۹چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر می‌زنی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.