پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی

گر گل شوی کسی را هم در نظر نیایی

گر ره به خود ندانی تدبیر بیخودی کن

بی خویش تا نگردی با خویش برنیایی

ای دل به کوی وحدت چون غیر می نگنجد

تا ترک خود نگویی با خوددگر نیایی

هرکس که بی ارادت آید به کوی جانان

پوشند در به رویش یعنی که در نیایی

چون یار خامه وارت می خواند ای خیالی

شرط ادب نباشد گر تو به سر نیایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر می‌زنی
  2. شمارهٔ ۳۶۰چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری
  3. شمارهٔ ۳۶۱خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی
  4. شمارهٔ ۳۶۲دلا تا محنتی بر خود نبینی
  5. شمارهٔ ۳۶۳دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
  6. شمارهٔ ۳۶۴دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی
  7. شمارهٔ ۳۶۵شد باز به دیدار سحر چشم جهانی
  8. شمارهٔ ۳۶۶کجا باشد چو می روشن ضمیری
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.