پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

تا کی ای شوخ به هر بی‌خبری می‌سازی

خاک کوی تو منم گر گذری می‌سازی

این هم از آتش سودای تو داغ دگر است

که مرا سوختی و با دگری می‌سازی

روشن است این که مرا شمع‌صفت می‌سوزی

تو به هرکس که قضا را قدری می‌سازی

زلف از چهره برافکندی و معلومم شد

که شب تیره‌دلان را سحری می‌سازی

گفته‌ای بنده خیالی هم از اهل نظر است

بندهٔ مخلص خود را نظری می‌سازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی
  2. شمارهٔ ۳۵۹چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر می‌زنی
  3. شمارهٔ ۳۶۰چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری
  4. شمارهٔ ۳۶۱خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی
  5. شمارهٔ ۳۶۲دلا تا محنتی بر خود نبینی
  6. شمارهٔ ۳۶۳دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
  7. شمارهٔ ۳۶۴دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی
  8. شمارهٔ ۳۶۵شد باز به دیدار سحر چشم جهانی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.