پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر می‌زنی

بر چهرهٔ زردم اگر نقشی زنی زر می‌زنی

هر لحظه لافی می‌زنی ای گل ز خوبی با رخش

بنگر نکو باری که تو خود را کجا بر می‌زنی

دل می‌برند از عاشقان خوبان و تو جان و دلی

تو دیگری ز آن خویش را بر جای دیگر می‌زنی

گه گه اگر سنگی زنی بر ساغر دُردی‌کشان

نبود عجب زآن رو که تو پیوسته ساغر می‌زنی

شیرین‌لبان پا می‌کشند از تو خیالی بیشتر

هرچند از غم چون مگس تو دست بر سر می‌زنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی
  2. شمارهٔ ۳۶۲دلا تا محنتی بر خود نبینی
  3. شمارهٔ ۳۶۳دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
  4. شمارهٔ ۳۶۴دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی
  5. شمارهٔ ۳۶۵شد باز به دیدار سحر چشم جهانی
  6. شمارهٔ ۳۶۶کجا باشد چو می روشن ضمیری
  7. شمارهٔ ۳۶۷گر ای دل بر طریق عذرخواهی
  8. شمارهٔ ۳۶۸گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.