پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی

چه دعا خوشتر از این است که روشن باشی

تا بود دانهٔ خال تو بر آتش شرط است

که به فرمان من سوخته خرمن باشی

با محبّان بلا کش مگر ای عهد شکن

دوستیّ تو همین است که دشمن باشی

بندهٔ نخل قد یار شو ای دل اگرت

هوس این است که آزاده چو سوسن باشی

آب رویی به از این نیست خیالی که چو آب

سرفرازی بگذاری و فروتن باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
  2. شمارهٔ ۳۷۱مرا ای مه اگر دیوانه گفتی
  3. شمارهٔ ۳۷۲مرا در بزم رندان جرعه نوشی
  4. شمارهٔ ۳۷۳مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی
  5. شمارهٔ ۳۷۴مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی
  6. شمارهٔ ۳۷۵ - استقبال از همام تبریزیمنم و بادیهٔ عشق و دل آگاهی
  7. شمارهٔ ۳۷۶نیست در عشق تو سوز من و شمع امروزی
  8. شمارهٔ ۳۷۷وصل جمشید طلب تا که به جامی برسی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.