پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی

تا بیش به مردم نکند دست درازی

گه گه به نیاز دل عشاق نظر کن

ای سرو بهشتی که سراسر همه نازی

چون چنگ نهادیم به پیشت سرِ تسلیم

مختار توئی گر بزنی گر ننوازی

تا روی عبادت ننهد پیش تو زاهد

در مذهب رندان سخنش نیست نمازی

ای قند چه داری سرِ دعوی لطافت

ترسم که لبش بینی و از شرم گدازی

خواهی که برآری نفس گرم چو مجمر

شرط است که با سوز دل خویش بسازی

هرچند که آید دُرِ اشک تو خیالی

از دیده مرانش که یتیمی ست نیازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶نیست در عشق تو سوز من و شمع امروزی
  2. شمارهٔ ۳۷۷وصل جمشید طلب تا که به جامی برسی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.